روایتی از عملکرد سازمان ملی زمین و مسکن در دوران جنگ و محاصره اقتصادی؛ جبههای که برای ساختن آینده ایستاد
ازجنگ ۱۲ روزه تا ۴۰ روز ایستادگی در دفاع مقدس سوم و تا روزهایی که جنوب کشور زیر سایه تهدید و حمله بود، پروژههای مسکن متوقف نشدند، آمادهسازیها ادامه یافت و مدیران و بدنه اجرایی وزارت راه و شهرسازی و سازمان ملی زمین و مسکن، میدان خدمت را ترک نکردند؛ از بندرعباس و بوشهر تا برازجان، میناب، یزد و ارومیه.
به گزارش پایگاه خبری رخداد اقتصادی؛ جنگ که آغاز میشود، اولین چیزی که به خطر میافتد، فقط امنیت نیست؛ ریتم عادی زندگی است. خیابانها، بازارها، مدرسهها، کارخانهها و پروژههای عمرانی، همه ممکن است تحت تأثیر قرار بگیرند. اما یک کشور برای عبور از بحران، فقط به پدافند و مدیریت لحظه نیاز ندارد؛ باید بتواند آینده را هم زنده نگه دارد. اینجاست که مفهوم «تابآوری» معنا پیدا میکند.
در جنگ ۱۲روزه، کشور پس از سالها نخستین آزمون جدی خود را در حفظ جریان عادی زندگی و استمرار فعالیتهای اجرایی پشت سر گذاشت. اما ۴۰ روز جنگ، آزمون دیگری بود؛ آزمون ادامه دادن. این بار قرار نبود فقط بحران مدیریت شود؛ قرار بود در دل بحران، پروژهها هم پیش بروند، زمینها آماده شوند، طرحها دنبال شوند و چرخ ساختوساز از حرکت نایستد.
در این میان، مدیران و کارکنان سازمان ملی زمین و مسکن، یکی از مهمترین میدانهای این تابآوری را مدیریت کردند: مسکن.
وقتی جنگ آمد، ساختن متوقف نشد
در روزهای جنگی، سازمان ملی زمین و مسکن تعطیل نشد. پروژهها رها نشدند. آمادهسازیها متوقف نشد. پیگیریها به حاشیه نرفت و مسیر برنامههای مسکن، در حد امکان، ادامه پیدا کرد.
این شاید در نگاه اول یک اتفاق معمولی به نظر برسد؛ اما در شرایط جنگی، ادامه دادن یک پروژه عمرانی، فقط ادامه یک عملیات اجرایی نیست. هر پروژهای که متوقف نمیشود، یک پیام دارد: کشور هنوز برای فردا برنامه دارد. هر زمینی که آماده میشود، یعنی آینده هنوز روی میز است. هر واحدی که تکمیل و افتتاح میشود، یعنی بحران نتوانسته زندگی را به طور کامل از مسیر خود خارج کند و هر مدیر و کارمندی که در چنین شرایطی در میدان میماند، بخشی از یک زنجیره بزرگتر از تابآوری ملی است.
جنگ ۱۲روزه، یک تجربه مهم برای ساختار اجرایی کشور بود؛ تجربهای که نشان داد مدیریت بحران نباید به معنای تعطیل کردن همه برنامههای توسعهای باشد. در آن دوره، دستگاهها یاد گرفتند که باید همزمان دو کار انجام دهند: بحران را مدیریت کنند و زندگی را ادامه دهند. در ۴۰ روز جنگ اخیر هم، همین تجربه یک گام جلوتر رفت. این بار، استمرار فعالیتها فقط به معنای «تعطیل نشدن» نبود؛ بلکه در بسیاری از نقاط کشور، تلاش شد کار با انگیزه، جسارت و تمرکز بیشتری دنبال شود. تهدید، به جای آنکه بهانهای برای توقف باشد، در بسیاری از حوزهها به عاملی برای افزایش هماهنگی، سرعت تصمیمگیری و تمرکز بر مأموریت تبدیل شد. در حوزه مسکن، این رویکرد را میتوان در استمرار برنامههای سازمان ملی زمین و مسکن و حضور مدیران در نقاط مختلف کشور دید.
بندرعباس و بوشهر، در این روایت فقط دو نام جغرافیایی نیستند. جنوب ایران، به دلیل موقعیت راهبردی خود، همواره یکی از مهمترین نقاط اقتصادی و زیرساختی کشور بوده است؛ و در دوره اخیر، به دلیل شرایط جنگی و تهدیدهای مطرحشده علیه این منطقه، اهمیت آن بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفت. در چنین شرایطی، حضور میدانی مسئولان وزارت راه و شهرسازی و سازمان ملی زمین و مسکن، اهمیت مضاعف پیدا میکند. وزیر راه و شهرسازی و علی نبیان، مدیرعامل سازمان ملی زمین و مسکن به همراه اعضای هیئتمدیره و مدیران ارشد این سازمان، معاونان و بدنه اجرایی در کنار مجموعههای استانی، تلاش کردند مسیر فعالیتهای حوزه مسکن و زمین را در نقاط مختلف کشور دنبال کنند.
از معاونت فنی و مهندسی که مسئولیت مهمی در مسیر آمادهسازی و پیشبرد پروژهها دارد تا معاونت توسعه مدیریت و منابع انسانی و معاونت املاک و حقوقی و همچنین مدیران ارشد، هرکدام بخشی از این زنجیره را بر عهده داشتند. این حضور یک پیام روشن داشت: بحران، میدان خدمت را از مدیران و بدنه اجرایی نگرفت.
برازجان؛ افتتاح در روزهایی که باید امید ساخت
یکی از نمادهای این استمرار، بهرهبرداری از پروژه ۳۴۰ واحدی نهضت ملی مسکن برازجان بود. در شرایطی که کشور با بحران و جنگ دستوپنجه نرم میکرد، پروژهای که برای مردم ساخته شده بود، آماده بهرهبرداری شد. این اتفاق را نباید فقط در قاب یک مراسم افتتاح دید. پشت هر واحد، ماهها و سالها برنامهریزی، تأمین زمین، آمادهسازی، ساخت و پیگیری قرار دارد و مهمتر از آن، پشت این افتتاح یک پیام اجتماعی ایستاده است: جنگ، آینده مردم را متوقف نکرده است. خانهای که در چنین روزهایی تحویل میشود، فقط یک واحد مسکونی نیست؛ یک نشانه از ادامه زندگی است.
در میناب و دیگر نقاط جنوب کشور نیز پیگیری امور مسکن، بخشی از همین مسیر بود. وقتی منطقهای در شرایط حساس قرار دارد، حضور مدیران و تداوم فعالیت دستگاههای اجرایی اهمیت بیشتری پیدا میکند. در چنین شرایطی، مدیریت فقط پشت میز اتفاق نمیافتد. گاهی حضور در میدان، بازدید از پروژه، پیگیری یک مسئله و اطمینان از ادامه کار، خودش بخشی از مدیریت بحران است. پیامی که به مردم منتقل میشود ساده اما مهم است: شما تنها نیستید؛ برنامههای کشور برای شما همچنان ادامه دارد.
بوشهر نیز در این دوره بخشی از جغرافیای مهم فعالیتهای حوزه مسکن بود. استانی که در کنار اهمیت اقتصادی و راهبردی خود، با نیازهای جدی در حوزه مسکن مواجه است و نمیتوان برنامههای آن را با وقوع بحران متوقف کرد. در چنین شرایطی، ادامه مسیر پروژهها یعنی حفظ همان زنجیرهای که از تأمین زمین آغاز میشود و به ساخت و تحویل خانه میرسد. جنگ ممکن است برنامههای روزمره را دشوار کند؛ اما نباید برنامه ساختن آینده را متوقف کند.
از جنوب تا مرکز و شمالغرب؛ یک سازمان، یک مأموریت
تابآوری سازمان ملی زمین و مسکن محدود به جنوب کشور نبود. از یزد تا ارومیه و از استانهای جنوبی تا سایر نقاط کشور، برنامههای حوزه زمین و مسکن در مسیر خود دنبال شد. این گستردگی جغرافیایی یک واقعیت مهم را نشان میدهد: مدیریت بحران فقط این نیست که همه ظرفیتها را به یک نقطه منتقل کنیم؛ بلکه مدیریت واقعی آن است که یک سازمان بتواند در شرایط سخت، هم بحران را مدیریت کند و هم مأموریت اصلی خود را فراموش نکند. سازمان ملی زمین و مسکن در این دوره، در کنار وزارت راه و شهرسازی، تلاش کرد این مأموریت را حفظ کند: تأمین زمین، آمادهسازی، پیگیری پروژهها و فراهم کردن زمینه ساخت مسکن برای مردم.
مدیریت بحران، یک روی دیگر هم دارد. مدیران باید بتوانند همزمان به امروز و فردا فکر کنند. امروز را با بحران مدیریت کنند؛ اما فردا را قربانی امروز نکنند. در حوزه مسکن، این موضوع اهمیت بیشتری دارد. اجرای پروژههای مسکن، یک فرآیند چندروزه نیست. از تأمین زمین تا آمادهسازی، طراحی، اجرا، تأمین منابع، ساخت و تحویل، یک زنجیره طولانی شکل میگیرد. اگر این زنجیره در دوره بحران متوقف شود، آثار آن ممکن است سالها باقی بماند. بنابراین، استمرار پروژههای مسکن در روزهای جنگ، در حقیقت نوعی سرمایهگذاری برای دوران پس از جنگ است.
شاید یکی از مهمترین دستاوردهای این دوره همین باشد. جنگ میتواند انرژی سازمانها را تحلیل ببرد. اما میتواند یک اثر معکوس هم داشته باشد: همدلی را بیشتر کند. تصمیمگیری را سریعتر کند. مدیران را به میدان نزدیکتر کند. بدنه سازمان را منسجمتر کند و در نهایت، یک سازمان را وادار کند با انگیزهای بیشتر برای مأموریت خود تلاش کند. روایت عملکرد سازمان ملی زمین و مسکن در دوران جنگ، از همین منظر قابل توجه است. تهدید، بهانهای برای کنار کشیدن نبود. بلکه فرصتی شد برای آنکه مدیران، معاونان، اعضای هیئتمدیره و بدنه کارشناسی و اجرایی سازمان، با جدیت بیشتری پای کار بایستند.
امید، یک پروژه عمرانی است
در روزهایی که دشمن تلاش میکند با تهدید و ایجاد ناامنی، امید مردم را هدف قرار دهد، شاید یکی از مهمترین پاسخها این باشد که آینده را بسازیم. ساختن خانه برای مردم، فقط یک مأموریت عمرانی نیست. در چنین روزهایی، ساختن خانه یعنی: ساختن امید.
آمادهسازی زمین یعنی:آماده شدن برای فردا.
افتتاح پروژه یعنی: اعلام اینکه زندگی ادامه دارد.
و حضور مدیران در میدان یعنی: اطمینان دادن به مردم که دولت و دستگاه اجرایی، میدان را ترک نکرده است.
جنگ ۱۲روزه، آزمون نخست تابآوری بود. ۴۰ روز جنگ، آزمون استمرارو حالا میتوان گفت: «جنگ متوقفکننده ساختن نشد.»
چون در کنار همه مجاهدتهایی که برای حفظ امنیت کشور و استمرار خدمات انجام شد، یک جبهه دیگر هم فعال ماند: جبهه ساختن آینده ایران و در این جبهه، وزیر راه و شهرسازی و معاونان این وزارتخانه، علی نبیان، اعضای هیئتمدیره، معاونان، مدیران ارشد و بدنه اجرایی و کارشناسی سازمان، در کنار مردم ایستادند.
جنگ گذشت؛ اما پروژه امید متوقف نشد.
انتهای پیام/