سرمایه های انسانی؛ سربازان خط مقدم در بحران ها و طوفان وقایع

سانیا شجاع/ پژوهشگر و مدیر منابع انسانی صنعتی

به گزارش پایگاه خبری رخداد اقتصادی؛ وقتی بحران از راه می‌رسد—زلزله، تحریم، همه‌گیری یا رکود اقتصادی—نخستین تصویری که در ذهن مدیران نقش می‌بندد، معمولاً سقوط شاخص‌ها، توقف تولید یا کمبود نقدینگی است. اما آنچه اغلب نادیده می‌ماند، انسان‌هایی هستند که پشت همان شاخص‌ها ایستاده‌اند. در بحران، بخش منابع انسانی از یک واحد اداری صرف، به قلب تپنده سازمان تبدیل می‌شود.

نخستین وظیفه: حفظ آرامش جمعی

در لحظه‌های بحرانی، کارکنان بیش از هر چیز به اطلاعات شفاف نیاز دارند. خلأ اطلاعاتی، با شایعه پر می‌شود. واحد منابع انسانی باید با ایجاد کانال‌های ارتباطی مستمر، واقعیت‌ها را بدون بزرگ‌نمایی یا پنهان‌کاری با کارکنان در میان بگذارد. صداقت، اعتماد می‌سازد و اعتماد، تاب‌آوری.

دوم: انعطاف و تعامل

ساختارهای سخت‌گیرانه اداری در بحران می‌شکنند. دورکاری، ساعات شناور، مرخصی‌های حمایتی و بازتعریف شرح وظایف، ابزارهایی هستند که به کارکنان کمک می‌کنند میان فشارهای شغلی و بحران‌های شخصی تعادل برقرار کنند. منابع انسانی هوشمند، قواعد را با شرایط هماهنگ می‌کند، نه اینکه شرایط را قربانی قواعد کند.

سوم: سرمایه‌گذاری روی مهارت‌های چندگانه

در بحران، تخصص‌های تک‌بعدی کارایی خود را از دست می‌دهند. واحد منابع انسانی باید به سرعت نقشه مهارتی سازمان را بازطراحی کند: آموزش‌های سریع، جانشین‌پروری و توانمندسازی کارکنان برای ایفای چند نقش همزمان. سازمانی که کارکنانش چند مهارتی باشند، در طوفان کمتر آسیب می‌بیند.

چهارم: توجه به سلامت روان

فشار بحران، فرسودگی شغلی را چند برابر می‌کند. حمایت روانی—از مشاوره تخصصی تا ایجاد شبکه‌های همدلی میان کارکنان—نه «تدابیر رفاهی لوکس»، بلکه ضرورتی راهبردی است. کارمند فرسوده، نمی‌تواند سازمان را از بحران عبور دهد.

پنجم: قدردانی، سوخت ادامه مسیر

در شرایطی که بسیاری از سازمان‌ها توان افزایش حقوق ندارند، قدردانی معنادار جایگزین بی‌بدیلی است. به رسمیت شناختن تلاش‌ها، دادن صدا به کارکنان در تصمیم‌گیری‌ها و ایجاد حس «ما با هم» به جای «من و آن‌ها»، سرمایه اجتماعی سازمان را در بحران تقویت می‌کند.

سخن آخر

بحران‌ها می‌آیند تا بمانند—یا دست‌کم تکرار شوند.

ساختارها و کسب و کارهایی که موفق شدند بحران کرونا را پشت سر بگذارند شاید فکر می کردند بزرگترین چالش ممکن را با موفقیت رد کرده اند، اما پس از آن نیز در هر مقطع با چالش های اقتصادی، اجتماعی و حتی جنگ تمام عیار نظامی روبرو شدند، لذا باید پذیرفت چیزی به نام فردای بدون بحران وجود ندارد.

لذاست که سازمان‌هایی که اهمیت به منابع انسانی را در روزهای آرامش جدی نمی‌گیرند، در روزهای طوفان تنها می‌مانند. اما ساختارهایی که انسان را سرمایه اصلی می‌دانند، در بحران نه‌تنها زنده می‌مانند، بلکه قوی‌تر آنچه وارد طوفان شده بودند از آن بیرون می‌آیند. منابع انسانی در بحران، مدیریت بحران نیست؛ رهبری انسان هاست.

انتهای پیام/

ممکن است شما دوست داشته باشید

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.